close
تبلیغات در اینترنت

جلوگیری از کپی کردن مطالب

داستان و رمان
درخواست فیلم،آهنگ،بازی و ... دانلود فیلم،سریال،انیمیشن دانلود آهنگ و موزیک ویدیو آموزش دانلود از سایت
  • عضویت در کانال ما @twindlsub
    • استخدام نویسنده برای وبلاگ با حقوق

      استخدام نویسنده برای وبلاگ با حقوق

    • دانلود فیلم ایرانی اشک نرگس با لینک مستقیم

      دانلود فیلم ایرانی اشک نرگس با لینک مستقیم

    • دانلود فصل پنجم سریال The Originals با زیرنویس

      دانلود فصل پنجم سریال The Originals با زیرنویس

    • دانلود دوبله فارسی انیمیشن Incredibles 2 2018

      دانلود دوبله فارسی انیمیشن Incredibles 2 2018

    • دانلود بازی Fortnite برای کامپیوتر با لینک مستقیم

      دانلود بازی Fortnite برای کامپیوتر با لینک مستقیم

    • دانلود سریال ایرانی ممنوعه با لینک مستقیم

      دانلود سریال ایرانی ممنوعه با لینک مستقیم

    • دانلود فیلم  Death Race 4 2018 با زیرنویس فارسی

      دانلود فیلم Death Race 4 2018 با زیرنویس فارسی

    • دانلود فیلم Captain Marvel 2019 با زیرنویس فارسی

      دانلود فیلم Captain Marvel 2019 با زیرنویس فارسی

    • دانلود فیلم Avengers 4 Endgame 2019

      دانلود فیلم Avengers 4 Endgame 2019

    • دانلود موزیک ویدیو جدید معین به نام خونه آرزو با کیفیت عالی

      دانلود موزیک ویدیو جدید معین به نام خونه آرزو با کیفیت عالی

    داستان سهم من قسمت سوم

    همراهان سایت سلام


    از این به بعد هرشب یک قسمت از داستان های زیبای ایرانی را در اختیار شما عزیزان قرار میدهیم و امیدواریم که نظرشما را جلب کنیم 


    داستان سهم من نوشته پرینوش صنیعی

    قسمت سوم

     روزهاي رنگين و زيباي خزان هم به همان سرعت بادهاي پاييزي گذشت، ما هنوز کلمه اي با هم حرف نزده بوديم، فقط

    به تازگي وقتي از کنارش مي گذشتيم زير لب با صدايي آهسته سلام مي کرد و قلب من مانند ميوه اي رسيده از جا کنده
    مي شد و در سبد سينه مي افتاد.

    نظر خود را درباره این مطلب با ما درمیان بگذارید.

    ادامه مطلب
    داستان سهم من قسمت دوم

    همراهان سایت سلام

    از این به بعد هرشب یک قسمت از داستان های زیبای ایرانی را در اختیار شما عزیزان قرار میدهیم و امیدواریم که نظرشما را جلب کنیم

     

    داستان سهم من نوشته پرینوش صنیعی


    قسمت دوم

    ولي خانوم جون خيلي غر ميزد،يادش ميرفت وقتي قم بوديم ودش هر روز عصر مينشست با زناي همسايه تخمه
    ميشکستن تا اقا مياومد.حالا اينجا دوست و اشنا نداره خانوماي همسايه هم زياد محلش نميذارن،چند دفعه هم بهش
    خنديدند،اون هم ناراحت شد و کمکم عادت گپ زدن دم در کوچه از سرش افتاد،واسه همين من بيچاره هم نبايد ديگه
    با دوستام حرف ميزدم.
    خانوم جون در مجموع از اومدن به تهران خوشحال نبود،ميگفت:
    -ما رو براي اينجا نساختن،همه کس و کارمون اونجان،من اينجا تنها موندم،زن عموتونم با اون همه فيس و افاده به درد و
    دل ما نميرسه،صد رحمت به غريبه ها!

    نظرخود را درباره این رمان با ما درمیان بگذارید.

    ادامه مطلب
    داستان سهم من قسمت اول

    همراهان سایت سلام

    از این به بعد هرشب یک قسمت از داستان های زیبای ایرانی را در اختیار شما عزیزان قرار میدهیم و امیدواریم که نظرشما را جلب کنیم

     

    داستان سهم من نوشته پرینوش صنیعی


    فصل اول قسمت اول

    هميشه از کارهاي پروانه تعجب مي کردم.اصلا" به فکر آبروي آقاجونش نبود.توي خيابون بلند حرف ميزد،به ويترين
    مغازه ها نگاه ميکرد، گاهي هم مي ايستاد ويه چيزايي رو به من نشون مي داد.هرچي مي گفتم زشته، بيا بريم، محل نمي
    ذاشت.حتي يکبار منو از اون طرف خيابون صدا کرد، اون هم به اسم کوچيک،نزديک بود از خجالت آب بشم برم توي
    زمين.خدا رحم کرد که هيچ کدوم از داداشام اون اطراف نبودند، وگرنه خدا مي دونه چي مي شد.

    نظر خود را درباره این داستان با ما درمیان بگذارید.

    ادامه مطلب
    داستان کوتاه (زندگی نامه کوروش کبیر)

    🔴🔴کوروش کبیر از تولد تا سلطنت🔴🔴

     

    هرودوت، تاريخ نگار قرن چهارم قبل از ميلاد، بهترين کس است که داستان تولد کوروش را از بـقـيـه داستانهای ديگر توصيف کرده است. از نظر او آستياگ، پدربزرگ مادري او بود که شبي در خواب مي بـيـند که از دخترش ماندانا، چندان آب می رود که اکباتان(پایتخت دولت ماد) و امپراطوري او را فرا مي گيرد.شاه از مغان تعبیر این خواب را خواست وآنها به قدری شاه را از آینده سلطنتش ترسانیدند که وی جرأت نکرد دخترش را به ازدواج بزرگان مادی در آورد . بـنابراين، آستياگ، پدر ماندانا، دخترش را به يک پارسي به نام کمبودجيه که يک اصيل زاده پارسي بود داد که اورا مطیع وبی خطر می دانست به خصوص که کمبودجيـه ملایم ومطیع نیز بود.   کمتر از يک سال از ازدواج ماندانا با کمبودجيـه نگذشته بود که آستياگ، دوباره خوابي مي بـيـند، که يک درخت مو از شکم دخترش ماندانا مي رويد و تمام آسيا را فرا می گیرد .تعبیری که مغان از این خواب کردند  وحشتناک تر از خواب اولی بود آنان به پادشاه  گفتند که از ماندانا پسري به دنیا می آید که تخت تو را بزور خواهد گرفت. با این تعبیر پادشاه دخترش را مجبور می کند برای دیدن او به اکباتان بیایدبه محض  ورود او را تا موقعـی که پسرش را بدنـيا بیاورد در اکباتان تحت نظر مي گيرد. بعـد از بدنيا آمدن بچه، شاه به يک نجيـب زاده ماد به نام هارپاگ که از نزدیکانش نیز بود گفـت که بايد اين بچه تازه بدنيا آمده را برده و از بـيـن ببري......

    ادامه مطلب
    داستان کوتاه (ماجرای الماس کوه نور)

    🔴🔴ماجرای الماس کوه نور🔴🔴

     

    (ماجرایی که سیاست و زیرکی نادرشاه کبیر را می رساند  )

     

    زمانی که نادر هند را تسخیر کرد چون می دانست نگهداری سرزمین هند کار سختی است تصمیم گرفت اداره هند را به محمد شاه گورکانی بسپارد و او فقط تابعیت ایران را بپذیرد وبه ایران مالیات بدهد به همین دلیل برای برقراری صلح نادر دستور داد تا جشن با شکوهی را برگزار کنند اما قبل از برگزاری جشن یکی از زنان محمدشاه گورکانی به نزد نادر شاه آمد وگفت:یکی از الماسهای تخت طاووس گم شده است ومحمدشاه آن را در دستاری که بر سر دارد مخفی کرده است. این پیغام نادر را کنجکاو کرد،با خودش گفت این چه الماسی است که شاه هند نمی تواند از آن دل بکند؟باید هر طوری که شده این الماس را به دست آورم تا شاه هند تصور نکند که می تواند مرا فریب دهد......

    ادامه مطلب