close
تبلیغات در اینترنت
کسب درآمد

جلوگیری از کپی کردن مطالب

رمان سهم من

ساماندهی سایت twin سایت twin

ساعت و تاريخ

ساعت و تاريخ

twin_دانلود رایگان فیلم،سریال،موزیک،انیمیشن،بازی،نرم افزار و ...
ورود به انجمن
اطلاعات کاربري

عضو شويد
فراموشي رمز عبور؟

نام کاربری :
رمز عبور :


عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
جستجو

خبرنامه

آخرين مطالب ارسالي
دانلود موزیک ویدیو جدید مهدی جهانی به نام شدی دیوونه با کیفیت عالی
دانلود موزیک ویدیو جدید احلام به نام شیطون با کیفیت عالی
دانلود آهنگ جدید احمد سعیدی به نام تو بخند با کیفیت اصلی
دانلود آهنگ جدید اشوان به نام تولد با کیفیت اصلی
دانلود آهنگ جدید سحر به نام خستم با کیفیت اصلی
سفارش ارزان استیکر اسم (یک نفره و دو نفره)
دانلود فیلم ایرانی اگزما با کیفیت عالی
دانلود دوبله فارسی فیلم شکارچیان ارواح با کیفیت عالی
دانلود فیلم ایرانی قلب سفید قاصدک ها با کیفیت عالی
دانلود آهنگ جدید ابی به نام نفس نفس با کیفیت اصلی
آمار سايت
آمار مطالب
کل مطالب : 481
کل نظرات : 125
آی پی : 54.227.104.40
مرورگر :
سیستم عامل :

آمار کاربران
افراد آنلاين : 3
تعداد اعضا : 48

آمار بازديد
بازديد امروز : 2244
بازديد ديروز : 2475
بازديد هفته : 21,596
بازديد کلي : 5,395,243

تاریخ تاسیس : 1395/5/10
داستان سهم من قسمت پنجم
داستان سهم من قسمت پنجم
همراهان سایت سلام

از این به بعد هرشب یک قسمت از داستان های زیبای ایرانی را در اختیار شما عزیزان قرار میدهیم و امیدواریم که نظرشما را جلب کنیم 

داستان سهم من نوشته پرینوش صنیعی
قسمت پنجم

-به به!حالا دیگه خانم شد پاک و مطهر،ما شدیم شمر ذوالجوشن،آقا جون دخترت برات آبرو نذاشته،اگه برا تو مهم
نیست،برا من مهمه،ما هنوز تو مردم آبرو داریم،بذار علی بیاد،ازش بپرس چی دیده،خانم با شاگرد دواخونه،جلو چش
این همه عالم و آدم لاس می زنه.
-آقا جون!آقا جون به خدا دروغ میگه،به جون شما،به قمر بنی هاشم،به ارواح خاک ننه جون،من پام درد گرفته
بود،دوباره شده مثل روز اول،داشتم می افتادم وسط خیابون،پروانه منو به زور برد توی داروخانه،اونجا پامو بالا
گذاشتن،بهم دوا دادن،تازه علی هم بود ولی هر چه پروانه بهش گفت بیا کمک کن ببریمش خونه،نیومد و فرار
کرد،اونوقت هنوز نرسیده،اینا افتادن به جونم.
و با صدای بلند زدم زیر گریه.خانم جون توی اتاق داشت ظرفها رو می چید،محمود آرنجش را به طاقچه تکیه داده و
بالای سر من ایستاده بود و با آرامش عجیبی به این آشفتگی نگاه می کرد احمد وحشیانه خودش را به در اتاق رساند،دو
طرف در را گرفت و فریاد زد:
-د بگو،بگو،کی پای خانمو گذاشته روی میز و می مالیده و ور می رفته؟بگو تو هم بهش می خندیدی،براش عشوه می
اومدی،بگو هر روز سر رات وامیسته و سلامت میکنه و خودشو غلامت می کنه...

 

برای ادامه داستان بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب

درباره : گوناگون , داستان و رمان ,
امتياز : نتيجه : 5 امتياز توسط 3 نفر مجموع امتياز : 15

برچسب ها : رمان سهم من , داستان سهم من , سهم من , رمان ایرانی سهم من , رمان سهم من از پرینوش صنیعی , پرینوش صنیعی , رمان ایرانی , داستان ایرانی , رمان سهم من قسمت پنجم ,
بازديد :17
تاريخ : پنجشنبه 14 دي 1396 زمان : 0:10 | نويسنده : سعید هلالی | نظرات ()

داستان سهم من قسمت چهارم
داستان سهم من قسمت چهارم

همراهان سایت سلام

 

از این به بعد هرشب یک قسمت از داستان های زیبای ایرانی را در اختیار شما عزیزان قرار میدهیم و امیدواریم که نظرشما را جلب کنیم 

 

داستان سهم من نوشته پرینوش صنیعی

خوب حتما نمیخواسته در اولین نامه خودمونی بشه خانم هم که بمن نمیاد راستش منم همین مشلکو دارم و نمیدونم
چطوری شروع کنم.
ول کن حالا بقیشه رو بخون.
دوشیزه محترم.
هنوز بخود اجازه نداده ام که نامتان را بر صفحه کاغذ بیاورم هر چند روزی هزاران بار آنرا در قلبم فریاد میزنم هرگز
اسمی این چنین برازنده و هماهنگ با چهره صاحب آن نبوده.معصومیت نگاه و چهره شما اولین خصوصیتی است که
چشم را مینوازد من به دیدار روزانه شما معتادم آنچنان که وقتی این موهبت از من دریغ میشود نمیدانم با زندگیم چه
بکنم؟
سینه ام
اینه ایست با غباری از غم
تو به لبخندی از این اینه
بزدای غبار
این روزها که از دیدارتان محروم هستم گمگشته ای سرگردانم مرا در این تنهایی با کلامی و پیامی یاد کنید تا دوباره
خود را بیابم. با تمام وجود آرزوی سلامتی مجددتان را دارم، به خاطر حدا از خودتان مراقبت کنید.
سعید
هر دو گیج و مست از کلمات زیبای نامه ساکت و در رویا بودیم که علی وارد شد با سرعت نامه و کتاب را زیر پایم
پنهان کردم. با نگاهی خصمانه و صدایی دو رگه گفت: خانم جون میگه این پروانه خانم برای ناهار می مونه؟
وای نه، خیلی ممنون، من دارم می رم.

ادامه داستان در ادامه مطلب موجود می باشد.


ادامه مطلب

درباره : گوناگون , داستان و رمان ,
امتياز : نتيجه : 5 امتياز توسط 3 نفر مجموع امتياز : 15

برچسب ها : سهم من , سهم , من , رمان , داستان , داستان ایرانی , رمان ایرانی , رمان سهم من , رمان سهم من قسمت چهارم , قسمت چهارم , داستان سهم من , داستان سهم من قسمت چهارم , سهم من قسمت چهارم , رمان ایرانی سهم من , داستان ایرانی سهم من , پرینوش صنیعی ,
بازديد :114
تاريخ : دوشنبه 27 آذر 1396 زمان : 9:0 | نويسنده : سعید هلالی | نظرات ()

داستان سهم من قسمت سوم
داستان سهم من قسمت سوم

همراهان سایت سلام


از این به بعد هرشب یک قسمت از داستان های زیبای ایرانی را در اختیار شما عزیزان قرار میدهیم و امیدواریم که نظرشما را جلب کنیم 


داستان سهم من نوشته پرینوش صنیعی

قسمت سوم

 روزهاي رنگين و زيباي خزان هم به همان سرعت بادهاي پاييزي گذشت، ما هنوز کلمه اي با هم حرف نزده بوديم، فقط

به تازگي وقتي از کنارش مي گذشتيم زير لب با صدايي آهسته سلام مي کرد و قلب من مانند ميوه اي رسيده از جا کنده
مي شد و در سبد سينه مي افتاد.

نظر خود را درباره این مطلب با ما درمیان بگذارید.


ادامه مطلب

درباره : گوناگون , داستان و رمان ,
امتياز : نتيجه : 5 امتياز توسط 3 نفر مجموع امتياز : 15

برچسب ها : داستان سهم من نوشته پرینوش صنیعی , داستان سهم من نوشته پرینوش , داستان سهم من نوشته , داستان سهم من , داستان , داستان ایرانی , قسمت سوم , سهم من , رمان سهم من , سهم من قمست سوم , رمان سهم من قسمت سوم , رمان , رمان ایرانی ,
بازديد :127
تاريخ : یکشنبه 26 آذر 1396 زمان : 23:31 | نويسنده : سعید هلالی | نظرات ()

داستان سهم من قسمت دوم
داستان سهم من قسمت دوم

همراهان سایت سلام

از این به بعد هرشب یک قسمت از داستان های زیبای ایرانی را در اختیار شما عزیزان قرار میدهیم و امیدواریم که نظرشما را جلب کنیم

 

داستان سهم من نوشته پرینوش صنیعی


قسمت دوم

ولي خانوم جون خيلي غر ميزد،يادش ميرفت وقتي قم بوديم ودش هر روز عصر مينشست با زناي همسايه تخمه
ميشکستن تا اقا مياومد.حالا اينجا دوست و اشنا نداره خانوماي همسايه هم زياد محلش نميذارن،چند دفعه هم بهش
خنديدند،اون هم ناراحت شد و کمکم عادت گپ زدن دم در کوچه از سرش افتاد،واسه همين من بيچاره هم نبايد ديگه
با دوستام حرف ميزدم.
خانوم جون در مجموع از اومدن به تهران خوشحال نبود،ميگفت:
-ما رو براي اينجا نساختن،همه کس و کارمون اونجان،من اينجا تنها موندم،زن عموتونم با اون همه فيس و افاده به درد و
دل ما نميرسه،صد رحمت به غريبه ها!

نظرخود را درباره این رمان با ما درمیان بگذارید.


ادامه مطلب

درباره : گوناگون , داستان و رمان ,
امتياز : نتيجه : 5 امتياز توسط 3 نفر مجموع امتياز : 15

برچسب ها : داستان سهم من قسمت دوم , داستان سهم من قسمت , داستان سهم من , داستان سهم , داستان , رمان سهم من قسمت دوم , رمان سهم من , داستان های زیبای ایرانی , رمان های زیبا , قسمت دوم , سهم من , سهم من قسمت دوم ,
بازديد :128
تاريخ : یکشنبه 26 آذر 1396 زمان : 14:56 | نويسنده : سعید هلالی | نظرات ()

داستان سهم من قسمت اول
داستان سهم من قسمت اول

همراهان سایت سلام

از این به بعد هرشب یک قسمت از داستان های زیبای ایرانی را در اختیار شما عزیزان قرار میدهیم و امیدواریم که نظرشما را جلب کنیم

 

داستان سهم من نوشته پرینوش صنیعی


فصل اول قسمت اول

هميشه از کارهاي پروانه تعجب مي کردم.اصلا" به فکر آبروي آقاجونش نبود.توي خيابون بلند حرف ميزد،به ويترين
مغازه ها نگاه ميکرد، گاهي هم مي ايستاد ويه چيزايي رو به من نشون مي داد.هرچي مي گفتم زشته، بيا بريم، محل نمي
ذاشت.حتي يکبار منو از اون طرف خيابون صدا کرد، اون هم به اسم کوچيک،نزديک بود از خجالت آب بشم برم توي
زمين.خدا رحم کرد که هيچ کدوم از داداشام اون اطراف نبودند، وگرنه خدا مي دونه چي مي شد.

نظر خود را درباره این داستان با ما درمیان بگذارید.


ادامه مطلب

درباره : گوناگون , داستان و رمان ,
امتياز : نتيجه : 5 امتياز توسط 3 نفر مجموع امتياز : 15

برچسب ها : داستان سهم من قسمت اول , داستان سهم من قسمت , داستان سهم من , داستان سهم , داستان , هرشب یک داستان , داستان زیبا , داستان خواندنی , داستان های زیبای ایرانی , رمان , رمان سهم من , پرینوش صنیعی , سهم من قسمت اول ,
بازديد :156
تاريخ : شنبه 25 آذر 1396 زمان : 15:30 | نويسنده : سعید هلالی | نظرات ()

درباره سايت
Profile Pic
با سلام تمامی مطالب این وبلاگ برای راحتی شما هموطنان عزیز رایگان بوده است. با شرکت در نظر سنجی در بهبود ما کمک کنید. تاریخ تاسیس سایت : 1395/5/10 مدیریت سایت : سعید هلالی
نظر سنجي
نظر شما درباره این وبلاگ چیست؟






با کلیک بروی +1 از ما حمایت کنید
تمامي حقوق کدنويسي قالب براي سيب گراف محفوظ ميباشد.